وبلاگ شخصی  مسعود اکبري

علي اکبري 9 ساله پايه چهارم نفر اول مدرسه در درس و حافظ جزئ 30قران  هزار آفرين برپسر گلم

15625094691488398592.jpg" />

هانيه اکبري6 ساله از شهر سوق نفر اول مدرسه در درس وقران و خطابه هزار آفرين بر دختر گلم


21094730802988055486.jpg" />21094730802988055486.jpg" />

بهشت

 

بهشت با تمام امکاناتش در اختیار ماست 

فکرشو بکن هرچیز که در دل طلب کنی ،یا فکرش را بکنی بدون هیچ کمی و کاستی در اختیار توست

چه زیباست چنین جایی

 

جک2

مشتری: این کت چنده؟

فروشنده: بیست هزار تومان

مشتری: وای! اون یکی چنده؟

فروشنده: وای وای !!!

 **************

اولی: می دونی چینی ها به دوقلوهاشون چی میگن؟

دومی: میگن، این چون اون، اون چون این!

 ****************************

شخصی تو ماشینش داشت رادیو پیام گوش می داد.

رادیو میگه: یه نفر داره بزرگراه را برعکس رانندگی می کنه!

اون شخص میگه: آره! یکی دو نفر هم نیستن همه دارن

برعکس می یان

 *************************************************

دادستان ازمحکوم به اعدام می پرسه : آخرین آرزوت چیه؟

میگه :می خوام پسرم را ببینم.

دادستان: اشکال نداره، پسرت کجاست؟

محکوم: من هنوز ازدواج نکردم.

 *********************

به نیوتن گفتن: چرا از افتادن سیب تعجب کردی؟

گفت: آخه من زیر درخت گلابی نشسته بودم!

******************************* 

یکی خیلی گشنه ش بود از پشت شیشه رستوران نگاه میکنه میبینه یکی داره کباب میخوره، با انگشت می زنه به شیشه.

 یارو میگه چته؟

 میگه پیاز هم بخور!

 **************

طرف میاد تهران تو ترافیک گیر میکنه میگه: ای ول به این میگن عروسی!

 ************************************************

فالگیر: متأسفم خانوم فالتون نشون میده فردا شوهرتون میمیره

زن: اینو که خودم میدونم! فقط بهم بگو گیر پلیس میفتم یا نه!!

 *****************************************

مردی تصمیم گرفت تمام گرفتاریهاشو را به دریا بریزه

 ولی هر چه اصرار کرد زنش سوار قایق نشد.

 ****************************************************************

طرف میره مغازه میگه: آقا یک بیسکویت خوب بدین.

بقاله میگه ساقه طلایی خوبه؟ میگه نه.

بقاله میگه مادرخوبه؟ میگه قربان شما دست بوسن

*********************************** 

یارو آلزایمر می گیره ازش می پرسن چه حسی داری؟

میگه خیلی خوبه! از وقتی مریض شدم هر روز با آدمای جدیدی آشنا می شوم!!

 ***************************************************** 

سر سفره عقد عروس بله نمی گه، داماد یکم فکر می کنه و با صدای بلند میگه: عمو زنجیر باف!

**************************************************************** 

شخصی ساعتش خراب میشه درش را باز میکنه توشو نگاه میکنه می بینه یه دونه مورچه مرده. با خودش میگه: ای بابا میگم راننده مرده!!

 

جوک و لطیفه2

جوک و لطیفه2

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

دوست یارو بهش میگه سی دی که بهم دادی خش داره

میگه: آخه آهنگای قشنگش رو علامت زدم

 *******************************

یارو میره خبر مرگ پدرش را به برادرش بگه، میگه: برادر برو بیل با فرغون بیار بریم واسه بابا قبر بکنیم

 *********************

طرف میره یخ بخره پول کم میاره، به یخ دست میزنه میگه از این سردتر نداری؟

 ****************************************************

از یارو می پرسند: می دونی چرا غواص ها به پشت می پرن تو آب؟

میگه: چون اگه به جلو بپرن می افتن تو قایق.

 *******************************

از یک نفر که با پا غذا درست می کرد پرسیدند:چرا با پا آشپزی می کنی؟

جواب داد: آخه دست پختم خوب نیست.

 ****************************

معلم از شاگرد می پرسه: اولین سلسله ای که در ایران تشکیل شد چه سلسله ای بود؟

میگه: آقا اجازه سلسله جبال البرز.

*********************** 

طرف باباش آتیش می گیره جو می گیردش از رو باباش میپره.

**************************************** 

از یکی می پرسند فرق کچل با هواپبما می دونی چیه؟

میگه بابا ما سرمون میشه

کچل که اصلاً فرق نداره هواپیما هم نکته انحرافی است.

 *************************************

یارو داشت آب داغ می ریخته توی باغچه!

 بهش میگن چرا آب جوش میریزی تو باغچه؟

میگه: آخه چای کاشته ام

 ***********************

طرف پدرش مریض میشه، زنگ میزنن آمبولانس میاد

خانوادگی سوار آمبولانس میشن! دکتره میگه مریض کیه؟

میگه: پشت سرمون دارن با نیسان میارنش

 *****************************************************

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

باباطاهر

به گورستان گذر کردم کم و بیش              بدیدم حال دولتمند و درویش

نه درویش بی کفن در خاک رفته              نه دولتمند برده یک کفن بیش                     

طرح تصمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم کبریhttp://elementaryeducation.blogfa.com/

طرح تصمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم کبری

شناسایی دانش آموزان ضعیف در همه مدارس وهمه پایه ها با کمک آموزگاران ،مدیران وسرگروهها وتشکیل پوشه ((مرور)) وموسسه تقویتی ((نکته به نکته)) ویژه آموزش وپروش وبرگزاری جلسات(( بازخوان ))ویژه اولیاء وپیش بینی رشد دانش آموزان از نیاز به تلاش بیشتربه مرحله خوب تا بهمن ماه وخیلی خوب تا خردادماه
مشکلات
1:کیفیت طرح توصیفی  که بسیاری از وقت آموزگار را در کلاس درس می گیرد
2:بالا بودن تراکم کلاس های درس
3:چندپایه بودن کلاس ها در مدارس روستایی به ویژه با اجرای طرح 3-3-6که بعضی از کلاس ها شش پایه هستند
4:پایین بودن سطح سواد اولیا وعدم بضاعت مالی اولیا جهت ارجاع دانش آموزان به آموزشگاه علمی آزاد
5:ضعف پایه ای دانش آموزان.
6:عدم اطلاع کافی خانواده ها از ضرورت تقویت بنیه علمی فرزندان به خصوص در دوره ابتدایی(ومعطوف کردن نگاه به فرزندان دوره متوسطه وکنکوری ها)
7:عدم وجود کلاس تقویتی ویادر صورت وجود،عدم استقبال اولیا ویا عدم برخورداری ازیک کیفیت مناسب وهزینه بالای کلاس ها
8:مشخص نبودن مدون دانش آموزان نیاز به تلاش بیشتربرای مدیر وآموزگار
9:نداشتن برنامه لازم برای تقویت جدی دانش آموزان مزبور در مدارس
یشتربه مرحله خوب تا بهمن ماه و خیلی خوب تا خردادماه
راه حل مشکلات
1:شناسایی دانش آموزان ضعیف مدارس
2:تشکیل پوشه ((مرور))توسط آموزگاران همراه با وظایف آموزگار مربوطه طبق نمون فرم های مختلف پیوستی
3:تشکیل جلسات ((بازخوان ))بااولیاء دانش آموزان مربوطه هر ماه یکبار وتوجیه وارائه گزارش روند پیشرفت توسط آموزگار ومدیر
4:تشکیل موسسه علمی ((نکته به نکته))ویژه ی دانش آموزان ابتدایی مزبور.
5:ایجادیک مدیریت مشارکتی بین مدرسه واولیا
6:استفاده از مجرب ترین آموزگاران شهرستان برای برگزاری کلاس های تقویتی

مزایای پیشنهاد:
1:جلوگیری از افت آموزشی
2:تقویت بنیه علمی دانش آموزان مقطع ابتدایی به عنوان مقطع پایه واساس
3:جلوگیری از سرخوردگی دانش آموزان ضعیف وایجاد احساس اعتماد به نفس در آنان به دلیل تسلط بر درس
4:کمک به اقتصاد خانواده وجلوگیری از پرداخت هزینه بالادر کلاس های مراکز علمی آزاد
5:ایجاد انگیزه در آموزگاران با توجه به محتوای پوشه مرور
6:ارجاع دانش آموزان به مرکز تقویتی قابل اعتماد وایجادامنیت روانی برای خانواده ها
7:جلوگیری از افت تحصیلی
8:جلوگیری از هدررفت سرمایه ونیروی انسانی برای برگزاری امتحانات شهریورماه
9:ایجاد رقابت علمی بین دانش آموزان
10:جلوگیری از منزوی شدن دانش آموزان ضعیف
11:جلوگیری از افت تحصیلی دانش آموزان در مقطع بالاتر به دلیل ضعف بنیه
12:جلوگیری از ترک تحصیل دانش آموزان ضعیف
13:ایجادامید ونشاط درخانواده ها

توبه کنید

توبه میکنم دیگر کسی را دوست نداشته باشم حتی به قیمت سنگ شدن

توبه میکنم دیگر برای کسی اشک نریزم حتی اگر فصل چشمانم برای همیشه زمستان شود. چشمانم را می بندم.

توبه میکنم دلم برایت تنگ نشود حتی چند لحظه ! قول میدهم نامت را بر زبان نمی آورم . لبهایم را می دوزم.

توبه میکنم دیگر عاشق نشوم قلبم را دور می اندازم برای همیشه و به کویر تنهایی سلام میکنم.

تلخ ترین خداحافظی



توبه میکنم


توبه میکنم دیگر کسی را دوست نداشته باشم حتی به قیمت سنگ شدن

توبه میکنم دیگر برای کسی اشک نریزم حتی اگر فصل چشمانم برای همیشه زمستان شود. چشمانم را می بندم.

توبه میکنم دلم برایت تنگ نشود حتی چند لحظه ! قول میدهم نامت را بر زبان نمی آورم . لبهایم را می دوزم.

توبه میکنم دیگر عاشق نشوم قلبم را دور می اندازم برای همیشه و به کویر تنهایی سلام میکنم.

هرگز



نمی نویسم .......چون میدانم هرگز نوشته هایم را نمی خوانی!!

حرف نمیزنم......... چون میدانم هرگز حرف هایم را نمی فهمی!!!

نگاهت نمیکنم ............چون تو هرگز نگاهم را نمی فهمی!!

صدایت نمیزنم ..........زیرا اشک های من برای تو بی فایدس!!

فقط میخندم......... چون تو در هر صورت میگی من دیوانه ام!!

ناله...http://1391affair.blogfa.com/


ناله...


ناله را هرچه می خواهم که پنهانش  کنم.سینه میگوید تنگ آمدم فریاد کن

امیدوارم که نخوانده بدانید

چندتا عکس از هزاران عکس مردم این سرزمین برات گذاشتم نگاهی بهش کنی بد نیست


اینجا ایران است...


اینجا ایران است...


اینجا ایران است...


اینجا ایران است...



اینجا ایران است...

اینجا ایران است...

اینجا ایران است...

من که گفتم اینجا ایران است...

حديث هفته


حضرت محمد (ص) :

فقري سختر از ناداني نيست ، مالي سودمندتر از خرد نيست ، تنهايي

موحشتر از خود پسندي نيست ، شرفي چون نيکخويي نيست و عبادتي

چون تفکر نيست.

زمستان


بي خيال از خجالت و بي آبرويي


يك روز گشاد مثل دامن شلواري



و يك روز تنگ مثل ساپورت



يك روز كوتاه



و يك روز بلند



يك روز وصله دار



و يك روز پاره...!





و تو.....


مثل يك اسباب بازي(!)


چشم دوخته اي كه ببيني فردا چه چيز را برايت مد مي كنند...


بي خيال زشتي و زيبايي


بي خيال وقاحت و وجاهت


دکترعلی شریعتی


دکترعلی شریعتی

http://www.shariati.com/gallery/123.jpg


وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن...
دکترعلی شریعتی

تصویر قلب

فرمول موفقیت...

نمی توانم فرمول موفقیت را برایتان بازگو کنم

اما اگر فرمول شکست را می خواهید 

این است که همه را راضی نگه دارید....

سلام پاییز...





پاییز آمد.....
فراموش نکن که برگ های پاییزی سر شار از شعور درخت اند
و خاطرات سه فصل را بر دوش میکشند
آرام قدم بگذار بر چهره ی تکیده ی آنها
این برگ ها حرمت دارند

درد پاییز درد " دانستن " است ....

ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﻧﺸﻮ...





ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ
ﭼﺮﺍ ﻣﻦ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ
ﮐﻨﻢ؟ !
ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺧﺪﺍ ﺟﻮﺍﺑﻢ ﺭﺍ ﺩﺍﺩ … ﻭ … ﮔﻔﺖ :
ﺁﯾﺎ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺎﻣﺒﻮ ﻭﺳﺮﺧﺲ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ؟؟؟
ﮔﻔﺘﻢ : ﺑﻠﻪ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﻡ…
ﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ : ﻣﻮﻗﻌﯿﮑﻪ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺎﻣﺒﻮ ﻭ ﺳﺮﺧﺲ ﺭﺍ ﺁﻓﺮﯾﺪﻡ ، ﺑﻪ ﺧﻮﺑﯽ
ﺍﺯﺁﻧﻬﺎ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﻧﻤﻮﺩﻡ …
ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﺳﺮﺧﺲ ﺳﺮ ﺍﺯ ﺧﺎﻙ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ
ﺍﻣﺎ ﺑﺎﻣﺒﻮ ﺭﺷﺪ ﻧﮑﺮﺩ… ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻗﻄﻊ ﺍﻣﯿﺪ ﻧﮑﺮﺩﻡ
ﺩﺭ ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺳﺎﻝ ﺳﺮﺧﺴﻬﺎﺑﯿﺸﺘﺮ ﺭﺷﺪ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﺑﺎﻣﺒﻮ ﺧﺒﺮﯼ
ﻧﺒﻮﺩ .
ﺩﺭ ﺳﺎﻟﻬﺎﯼ ﺳﻮﻡ ﻭ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﻧﯿﺰ ﺑﺎﻣﺒﻮﻫﺎ ﺭﺷﺪ ﻧﻜﺮﺩﻧﺪ .
ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﭘﻨﺠﻢ ﺟﻮﺍﻧﻪ ﻛﻮﭼﻜﯽ ﺍﺯ ﺑﺎﻣﺒﻮ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ﺷﺪ…
ﻭ ﺩﺭ ﻋﺮﺽ ﺷﺶ ﻣﺎﻩ ﺍﺭﺗﻔﺎﻋﺶ ﺍﺯ ﺳﺮﺧﺲ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺭﻓﺖ .
ﺁﺭﯼ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﺑﺎﻣﺒﻮ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﯾﺸﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻗﻮﯼ ﻣﯿﮑﺮﺩ !!!
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺎ ﺳﺨﺘﯿﻬﺎ ﻭ
ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺑﻮﺩﯼ
ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺭﯾﺸﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻣﺴﺘﺤﻜﻢ ﻣﯿﺴﺎﺧﺘﯽ ؟؟؟ !!!
ﺯﻣﺎﻥ ﺗﻮ ﻧﯿﺰ ﻓﺮﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﺗﻮ ﻫﻢ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ .
ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﻧﺸﻮ

چه زیبا گفت مهران مدیری:


چه زیبا گفت مهران مدیری:

چه دفاعی بکنم آقای قاضی؟!

من شریف تربیت شدم. من شریف بزرگ شدم.
نه کسی منو می شناخت. نه ثروتمند بودم، نه معروف و نه هیچ چیز دیگه ای.

من ساده
بودم .
من همه چیز رو باور می کردم. من با هیچ کس مخالفت نمی کردم.

من مقاومت
کردم تا حد توانم.
اما من توانم کم بود. بنده ضعیف بودم.

برای خودم ضعیف
بودم و برای دیگران.
من به همه احترام می گذاشتم.

 اما گاهی یادم می رفت چه 
کسی هستم.
و من شروع کردم به بازی کردن

و من اشتباهیم.

من نه طبیب
بودم [که بیماری جامعه ام رو درمان کنم]، 
ن
ه پلیس [که بعنوان مجری قانون با مشکلات
جامعه ام مبارزه کنم]، 
نه شاعر [که با سخنوری مردم جامعه ام را راهنمایی کنم] ؛

و نه خلافکار!

من فقط اشتباهی بودم.

من از اولش هم اشتباهی
بودم.
تقصیر من بود. اما تقصیر دیگران هم بود.

اما خدایا تو شاهدی که
من هیچ چیزی رو برای خودم برنداشتم.

 
هیچ چیز رو توی جیب خودم نذاشتم.

من فقط
اشتباهی بودم.
خدایا تو شاهدی که من چیزی رو خراب نکردم.

من کسی رو اذیت نکردم.
من فقط اشتباهی بودم.

من چه دفاعی می تونم از خودم بکنم؟
من بی دفاعم.

حالا من موندم و تقاص این همه اشتباه دیگران و بازیگوشی
خودم.
آقای قاضی من از هیچ کس توقعی ندارم.

خدایا تو منو ببخش ... ! .

دروغ بزرگ


دختر : میدونی فردا عمل قلب دارم ؟

پسر : آره عزیز دلم

دختر : منتظرم میمونی ؟

پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند

 تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند

پسر : منتظرت می مونم عشقم

دختر : خیلی دوستت دارم

پسر : عاشقتم عزیزم

....

بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی . . .

 کم کم داشت هوشیاری خود را به دست می آورد . .

....

به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد . .

پرستار : آروم باش عزیزم تو باید استراحت کنی

دختر : ولی اون کجاست ؟ خودش گفت که منتظرم می مونه

به همین راحتی گذاشت و رفت ؟

پرستار : در حالی که سرنگ آرام بخش را در سرم دحتر خالی میکرد . .

 به او گفت :

" می دونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده ؟ "

دختر :  بی درنگ یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد :

آخه چرا ؟؟؟؟ چرا کسی به من چیزی نگفته بود و بی امان گریه میکرد ...

پرستار : شوخی کردم باو  !!! رفته بـشاشه الان میآد . .

این مقاله در مورد مفهوم مهدی بطور عام


این مقاله در مورد مفهوم مهدی بطور عام در نزد مسلمانان است در مورد امام دوازده شیعه ببینید: حجت بن حسن (مهدی).



نام مهدی در مسجد النبی
در دیدگاه آخرالزمانی مسلمانان، مهدی (در لغت به معنی «هدایت‌شده»[۱][۲]) اعاده‌کنندهٔ دین و عدالت و منجی موعود است که (بنا بر تفاسیر مختلف) هفت، نه یا نوزده سال پیش از روز قیامت حکومت خواهد کرد[۳][۴] و زمین را از ظلم و جور پاک خواهد کرد.[۵] مهدی در تشیع دوازده‌امامی اشاره به حجت بن حسن، امام دوازدهم شیعیان، فرزند حسن عسکری دارد. در میان اهل سنت محدثان مشهوری احادیثی در مورد بشارت مهدی از پیامبر اسلام نقل کرده‌اند، اما مفهوم مهدی از مفاهیم اصلی اعتقادی اهل سنت نیست. از محدثان و علمای اهل سنت دیدگاه‌ها و حدیث‌های مختلفی در مورد مهدی نقل شده‌است. در این روایات از عیسی مسیح، فرزندی از نسل حسن یا حسین، فرزند حسن عسکری امام یازده شیعه به عنوان مهدی یاد شده‌است.[۶] در بین فرق اسلامی در طول تاریخ اسلام همچنین از افرادی مانند محمد حنفیه، موسی بن جعفر، حسن عسکری، حجت بن حسن، عیسی مسیح[۶] و میرزا غلام احمد و محمد احمد در سودان به عنوان مهدی نام برده شده‌است.

واژهٔ «مهدی» در قرآن به کار نرفته‌است. «مهدی» از ریشهٔ ه-د-ی است و به معنای هدایت شده[۵][۸] و یا هدایت شده توسط خدا می‌باشد.[۹][۱۰] سابقه استفاده از کلمه مهدی قبل از ظهور اسلام وجود ندارد، به ویژه به معنای موعود جهانگشای عدل گستر. اما استفاده از این کلمه در زمان پیامبر اسلام و بعد از آن، در اشعار و متن‌های عرب دیده می‌شود.[۱۱][۱۲] در شعری سعد بنی‌سلیم پس از ایمان به اسلام در مدح پیامبر اسلام چنین می‌سراید:[۱۳]

الا یا رسول الله انک صادق فبورکت مهدیا و بورکت هادیا
مهدی به معنای «هدایت‌شده» در ابتدای اسلام در مفهوم منجی آخرالزمان به کار نمی‌رفته‌است. بسیاری از بزرگان صدر اسلام با این نام خوانده می‌شده‌اند، تنها لقبی بوده‌است که به‌خاطر آنکه درجه بزرگی معنوی آنها نشان داده شد.[۱۴] افرادی مانند محمد، ابراهیم، علی، فاطمه، حسین بن علی و مهدی (خلیفه بنی عباس) در اوایل اسلام با این نام خوانده شده‌اند.

در میان کتاب‌های عهد عتیق در کتاب دانیال که بعد از اسارت یهودیان در بابل نوشته شده‌است به منجی آخرالزمان اشاره شده‌است. عیسی بنا به نقل اناجیل از ظهور ناگهانی پسر انسان، بازگشت خود به هنگام انقضای عالم، بر قرار شدن عدالت در آن دوران و حتمی بودن حکومت عدل خبر داده‌است. پسر انسان تعبیری است که بر نجات‌دهندهٔ جهانی در انجیل اطلاق شده‌است. در نوشته‌های بین‌العهدین (فاصلهٔ زمانی کتاب دانیال تا زمان تدوین انجیل‌ها) مانند (خنوخ، ۱:۴۶ـ۳) به ظهور یک منجی در آخرالزمان اشاره می‌شود. از این منجی با نام‌هایی مانند «مسیحا»، «برگزیده»، «پرهیزگار»، «پسر انسان»، «پسر خدا»، و «انسان» یاد شده‌است. او وجودی ازلی است که پیش از خلق جهان، زمان ظهور و برنامهٔ او نزد خدا معلوم و مقرر بوده‌است.

در دین زردشت و در بندی از گاهان (یسن ۴۳، بند ۳) از مردی سخن گفته شده‌است که در آینده می‌آید و «راه نجات را می‌یابد». در گاهان چند بار واژهٔ سوشینت به معنی سودبخش تکرار شده‌است که در ادبیات زردشتی متاخر به صورت سوشیانس درآمده و منجی نهایی زردشتی به شمار آمده‌است. در موردی نیز سخن از دین سوشینت (سودبخش) است که بعدها در ادبیات زردشتی به صورت سوشیانس و منجی نهایی زردشتی در آمده‌است.

بگفته سعید امیر ارجمند، استاد دانشگاه استونی بروک امریکا، در دانشنامهٔ ایرانیکا در اسلام ریشه دیدگاه غیبت به فرقه شیعه کیسانیه برمی گردد. فرقه‌ای که پس از سرکوب قیام مختار شکل گرفت.[۱۹] عقیدهٔ رایج در کوفه این بود که مهدی، از اهل بیت و یا از نسل علی خواهد بود. به گفته مادلونگ حدیث منسوب به پیامبر که منجی هم‌نام و هم‌کنیه وی است، در همین زمان جعل شد، به طرفداری از محمد حنفیه.[۵] آنان محمد حنفیه فرزند علی، امام اول شیعیان را مهدی می‌دانستند و پس از فوت او چنین اعلام کردند که او نمرده‌است و در کوه رضوا در مدینه در غیبت بسر می‌برد و روزی به عنوان مهدی و قائم بر می‌گردد. از آنجایی که بیشتر این کیسانی‌ها ایرانیان تازه اسلام آورده باشد. احتمالاً این ایرانیان با باورهای زردشتی در مورد منجی آشنا بودند و قهرمانانی مانند گرشاسب که پس از بیداری از یک خواب طولانی اهریمنان را از زمین بر می‌چینند.[۱۹] بگفته ویلفرد مادلونگ، دیدگاه غیبت از کیسانیه وارد شیعه امامی شده‌است.[۱۹] بنوشته محمد امیر معزی، استاد فقه اسلامی، بسیاری از دکترین اسلام در مورد منجی، ظهور منجی و غیبت و المان‌های آن مدیون ادیان پیشین مانند مانویت، دین زردشت، یهودیت و مسیحیت است.[۲] بنوشته تیموتی فرنیش اعتقاد به مهدی در نزد مسلمانان ریشه در آموزه‌های دین زردشت، مسیحیت و یهودیت دارد.[۲۰]

اولین انتشار ایده فرقه کیسانیه را می‌توان در قیام یک رهبر منجی گونه یهودی ملقب به راعی (چوپان) در اصفهان در حوالی سال ۱۰۰ هجری(۷۱۸-۷۱۹ میلادی) دانست. هنگامی که او توسط عوامل خلیفه در دمشق زندان شد. چنین ادعا شد که به غیبت رفته‌است. در حوالی سالهای ۷۴۷ تا ۷۴۹ میلادی عبدلله بن معاویه جمع کثیری از کیسانیان را در اصفهان و فارس رهبری نمود و سه سال بر این مناطق حکمرانی کرد. هنگامی که او در زندان ابومسلم خراسانی کشته شد. پیروانش چنین گفتند که او به غیبت رفته‌است و در کوه‌های اصفهان زنده‌است. بسیاری از احادیثی که در کتاب‌هایی مانند شیخ طوسی و مجلسی ثبت شده‌اند و به غلط محل رضوا را این سرزمین(فارس) می‌نامند ریشه در این زمان دارد. هنگامی که داعی دیگری ده سال بعد توسط عباسیان در ری کشته شد. ادعا شد که او در کوه‌های ری به غیبت رفته‌است.[۱۹]

بگفته اف. ای. پیترز، استاد تاریخ دانشگاه نیویورک، هر دو گروه شیعه و سنی که به عباسیون برای تغییر وضعیت دل بسته بودند، اما عباسیون هر دو گروه را ناامید کردند. شیعه و سنی ناامید به ایده مهدی، منجی آخر الزمانه‌ای در این زمان روی آوردند. شیعیان بطور طبیعی گزینه خود برای مهدی را داشتند که فرزندان علی بود. اما اهل سنت چنین گزینه‌ای نداشتند. در ابتدا عیسی بعنوان نجات بخش آخر زمان مطرح بود. اما به مرور زمان بجای شخصیت ابهام‌آلود عیسی شخصیت‌های تاریخی تری برای مهدی در نظر گرفته شد. یعنی بمرور در کنار ایده اولیه عیسی بعنوان منجی آخر الزمان، در دیدگاه مسلمانان اهل سنت مهدی همراه با عیسی ظهور می‌کرد یا خود منجی آخر الزمان بود.

مهدی در نزد شیعیان اسماعیلی و زیدی
از اتفاقاتی که باعث بسط ایده مهدی شد فوت ناگهانی اسماعیل فرزند جعفر صادق امام ششم شیعیان به سال ۷۶۲ میلادی که به عقیدهٔ شیعیان اسماعیلی پیشتر امام هفتم شیعه تعیین شده‌بود. هرچند اکثر شیعیان گرد فرزند دیگر جعفر صادق، موسی کاظم، گرد آمدند اقلیتی از شیعیان مرگ اسماعیل را نپذیرفتند و ادعا کردند که اسماعیل هنوز زنده‌است و در غیبت به سر می‌رود. به باور آنان اسماعیل همان امام غایب است.[۸] با ظهور خلفای فاطمی در مصر با استناد به احادیثی که توسط اسماعیلیه و سایر منابع نقل شده بود. مهدی به اولین خلیفه فاطمی و جانشینانش نسبت داده شد. در عین حال اسماعیلیان انتظار دارند که در آخرالزمان امام هفتم اسماعیلیان تحت نام قائم ظهور کند.[۶]

در شیعه زیدی که برای امام‌ها قدرت فوق انسانی قائل نیستند، اعتقاد به مهدی بسیار کمرنگ است. در طول تاریخ افرادی مهدی پنداشته‌شدند یا ادعا شده‌است که زنده‌اند و به غیبت رفته‌اند. از جمله حسین بن قاسم عیانی، امام زیدیه(۴۰۱-۴۰۳ هجری قمری)، در یمن توسط گروهی از زیدیه که به حسینیه معروف شدند. اما این اعتقاد در مورد این افراد از سوی اکثریت زیدیه به رسمیت شناخته‌نشده‌است.

با پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ بودند شیعیانی که خمینی را مهدی موعود می‌پنداشتند.[۸] هر سال ده‌ها هزار از شیعیان به مسجد جمکران در حوالی قم و در ۷۵ مایلی تهران می‌روند. محلی که اعتقاد بر این است که امام زمان از آنجا ظهور خواهد کرد. در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، او عنوان می‌کرد که امام مهدی فعالیت‌های روزانه دولت او را حمایت می‌کند و به او در مواجهه با فشارهای بین‌المللی کمک می‌نماید. یا در سخنرانی دیگری عنوان نمود که دلیل حمله امریکا به عراق این بوده‌است که آنها دریافته بودند که امام زمان قرار است که در عراق ظهور کند. این اظهار نظرهای احمدی نژاد با انتقادهای زیادی از جانب منتقدین وی و روحانیان شیعه مواجه شده‌است.

عشق‌بازی یا معاشقه یا مغازله


عشق‌بازی یا معاشقه یا مغازله به مجموعه‌ای از حرکات و رفتارهای روانی یا جسمی میان دو یا چند فرد گفته می‌شود که منجر به انگیزش جنسی آنان گشته و اغلب مقدمه‌ای برای آمیزش جنسی تلقی می‌شود.[۱]

نوعی از عشق‌بازی که هدف از آن تنها تحریک و هیجان جنسی به منظور انجام آمیزش جنسی باشد، پیش‌نوازش[۲] نام دارد.[۳] عشق‌بازی می‌تواند بوسیدن، نوازش، در آغوش گرفتن و حتی تعریف و تمجید و کنایه‌های کلامی را نیز در بر گیرد. مقبولیت عشق‌بازی بستگی کامل به هنجارهای فرهنگی و مذهبی و سن طرفین دارد.

با وجود باور رایج مبنی بر اینکه عشق‌بازی طولانی مطلوب زنان است و آنان نیاز به زمان بیشتری برای تحریک جنسی دارند، برخی تحقیقات علمی نشان داده‌اند که تفاوت قابل توجهی در زمان لازم برای برانگیختگی جنسی کامل بین زن و مرد وجود ندارد.

محققان مرکز سلامت دانشگاه مک‌گیل در مونترآل، کانادا با استفاده از روش تصویربرداری متناوب برای ثبت تغییر درجه حرارت محدوده آلت تناسلی، زمان مورد نیاز برای انگیزش جنسی را تعیین کرده‌اند. نتیجه این تحقیق نشان می‌دهد که مدت زمان لازم برای رسیدن به اوج انگیختگی جنسی در هر دو جنس تقریباً برابر و میانگین آن حدود ده دقیقه‌ است.

بسیاری از هنرمندان از دیرباز تاکنون موضوع عشق‌بازی را دستمایه آثار خود قرار داده‌اند. کتاب هندی ِ کاما سوترا که به اصول آمیزش جنسی می‌پردازد یکی از قدیمی‌ترین کتابهایی است که درباره عشق‌بازی نوشته شده است.

عشق لذّتی اغلب مثبت است که موضوع آن زیبایی است[۱]، همچنین احساسی عمیق، علاقه‌ای لطیف و یا جاذبه‌ای شدید است که محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد و می‌تواند در حوزه‌هایی غیر قابل تصور ظهور کند.

عشق و احساس شدید دوست داشتن، معانی زیادی را در بر دارد.

در بعضی از مواقع، عشق بیش از حد به چیزی می‌تواند شکلی تند و غیر عادی به خود بگیرد که گاه زیان آور و خطرناک است و گاه احساس شادی و خوشبختی می‌باشد. اما در کل عشق باور و احساسی عمیق و لطیف است که با حس صلح‌دوستی و انسانیت در تطابق است.[۳] عشق نوعی احساس عمیق و عاطفه در مورد دیگران یا جذابیت بی انتها برای دیگران است. در واقع عشق را می‌توان یک احساس ژرف و غیر قابل توصیف انسانی دانست که فرد آنرا در یک رابطه دوطرفه با دیگری تقسیم می‌کند. با این وجود کلمه «عشق» در شرایط مختلف معانی مختلفی را بازگو می‌کند: علاوه بر عشق رمانتیک که آمیخته‌ای از احساسات و میل جنسی است، انواع دیگر عشق مانند عشق عرفانی و عشق افلاطونی، عشق مذهبی، عشق به خانواده را نیز می‌توان متصور شد، درواقع این کلمه را می‌توان در مورد علاقه به هر چیز دوست داشتنی و فرح بخش، مانند فعالیت‌های مختلف و انواع غذا به کار برد.

معشوق در ادب فارسی کنایه از فردی است که مورد عشق قرار گرفته، در مقابل وی عاشق قرار دارد. گرچه عموماً استنباط ما از معشوق، زن است. اما ذکر این نکته نیز جالب است در اکثر ادوار ادبی ایران معشوق مرد بوده است. در ادب فارسی به آن اصطلاحا شاهدبازی اطلاق می‌شده است.البته در کنار این باید گفته شود که به معشوق زن نیز بسیار اشاره شده است . برای مثال در کتب قدیمی ایرانی مانند هزارو یک شب معشوق زن است.اما فقط در بخش کمی از اشعار قدماست که می‌توان در آن‌ها به ضرس قاطع معشوق را مؤنث قلمداد کرد. «عشق مرد به مرد در طول تاریخ از دیدگاه‌های مختلف با اسم‌ها و اصطلاحات مختلفی مطرح شده است: شاهدبازی، نظربازی، جمال‌پرستی، لواط، لواطه، اِغلام، کار، بچه‌بازی و ...» همچنین «به شخص مفعول، معشوق، اَمرد، مابون، شاهد، منظور، مفعول، کودک، مخنث، نوخط، بی‌ریش، پسر، ساده، ساده‌رخ، ابنه‌ای ... گفته‌اند.» چنان که «به شخص فاعل، غلام‌باره، جمال‌پرست، صورت‌پرست، بچه‌باز، احمد مولا. موزون ... گفته‌اند.»

در اغلب لغت نامه‌ها «عشق» به عنوان علاقه شدید یا انس قلبی تعریف می‌شود.[۲۸]

به طور کلی «علاقه» یک حالت ذهنی یا احساسی است که در طی آن فرد برای کسی یا چیزی نگران و دلواپس است. همچنین توجه و علاقه به کسی همواره با عدم قطعیت مسئولیت پذیری و درک مخاطب همراه است و عامل ایجاد اضطراب است. مراقبت از اشیا مانند یک خانه معمولاً به صورت نگهداری و محافظت از آنها و یا پذیرش مسئولیت در قبال آنها همراه است.
«دوستی» - رابطه یا همکاری مناسب بین دوفرد.
«وصال» - ذوب شدن عاشق در معشوق؛ حالت نهایی عشق راستین.
«خانواده» - افرادی که از طریق اصل و نسب با یکدیگر ارتباط دارند.
«پیوند روحی» - رابطه بین فرد و فردی که جزئی از وجود وی است.
توماس جای اورد عشق رایک عمل اختیاری می‌داند که پاسخی احساسی به دیگران (مانند خدا) است و با هدف ارتقا شخصیت صورت می‌پذیرد. اورد تعریف خود را در زمینه‌های دینی، فلسفی، و علمی قابل استفاده می‌داند. عشق یعنی با خدا تنها شدن.

بدعت تولد !!!



از کارهایی که مسلمانان به خاطر تشبه به کفار انجام می‌دهند تشکیل مراسم اعیاد میلاد و تولد می‌باشد.
عادت و روش مسیحی‌ها این است که برای هر سالی که از زندگیشان می‌گذرد مراسمی را با منظور جشن تولد تشکیل می‌دهند، که در شریعت و دین آنها هم این کار محدث و بدعت می‌باشد.
پدر و مادر با گذشت هر سال از تولد فرزندانشان جشن می‌گیرند و هر سال آن را تکرار می‌کنند، و نیز خود پدر و مادر هم جشن تولد خود را به این صورت می‌گیرند.
عادت و روش آنها در این جشن تولدها این است:
انواع تزئینات رنگارنگ را در تمام گوشه و کنار خانه برپا می‌کنند،
نزدیکان و دوستان و همسایگان را دعوت می‌کنند،
هر کدام از آنها مجبور و لازم است هدیه و کادویی را برای صاحب این جشن بیاورد.
پدر و مادر بچه یا شوهر – زمانی که جشن تولد برای همسر یا برعکس باشد – بسیار حریص و چشم انتظار هستند که هدیه و کادویی مخصوص به این مناسبت برایش بیاورند، و عادتاً این مراسم هم شب‌ها برگزار می‌شود.
و ضمن آمادگی‌های قبلی انواع شیرینی‌ها و نوشیدنی‌ها مخصوص به این مناسبت آماده می‌شوند، به خصوص کیک مخصوص جشن تولد، که عادتاً به شکل دایره می‌باشد و حجم و بزرگی آن بستگی به تجمع مردم و سن کسی که جشن تولد برایش گرفته شده است دارد،
و اگر آن فردی که جشن تولد برایش گرفته شده است بچه باشد به اندازة سن او بر روی آن کیک مخصوص شمع گذاشته می‌شود و اگر بزرگ باشد به تعداد هر ده سال یک شمع روی آن می‌گذارند،
مثلاً اگر عمرش سه سال باشد سه شمع می‌گذارند، و اگر بزرگ مثلاً پنجاه ساله باشد پنج شمع روی کیک می‌گذارند، و معمولاً این کیک روی یک سفرة بزرگ گذاشته می‌شود که انواع شیرینی‌ها و نوشیدنی‌های دیگر در روی این سفره دورش را احاطه کرده‌اند.
سپس شمع‌هایی را که روی کیک گذاشته شده‌اند روشن می‌کنند، و همه دور آن سفره جمع می‌شوند، کسی که جشن تولد برایش گرفته شده است وسط آنها رو به شمع‌ها قرار می‌گیرد و با فوت کردن شمع‌ها را خاموش می‌کند و حاضرین هم او را کمک می‌نمایند.
که این به معنی آن است که به اندازة این شمع‌ها از عمرش سپری شده است.
مردم به جشن تولد آنقد اهمیت می‌دهند که قابل وصف نیست، چون بسیار حریص هستند از عجم‌ها تقلید کنند، با اینکه در این کار نهی شده است، و این عمل مصداق فرمودة پیامبر می‌باشد که می‌فرماید: «لتتبعن سنن من کان قبلکم ... ».
راه و رسم و عادات کسی که قبل از شما بوده‌اند می‌پیمایید ... الی آخر حدیث.
از مظاهر و نشانه‌های این اهتمام به جشن تولد این است که آن را در روزنامه‌ها و مجلات درج و اعلام می‌نمایند، در درست کردن انواع تزئینات و خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها اسراف می‌کنند و در این فرصت با هم به رقابت و تفاخر و برتری بر یکدیگر می‌پردازند.
اما کارهایی که حضرت رسول آنها را بعنوان سنت قرار داده است از جمله عقیقه است،
عقیقه عبارت است از حیوانی که برای بچه‌ای که به دنیا می‌آید چه دختر چه پسر ذبح می‌شود،
اما مردم کمترین توجه و اهتمامی به این سنت که سنتی از سنت‌های پیامبر است نمی‌دهند
و به خاطر وجود بدعت‌های زیاد و پشت کردن به سنت‌های پیامبر نزدیک است سنت ها از بین برود و نابود شود.
عقیقه همان چیزی است که پیامبر در مورد آن می‌فرماید:
«مع الغلام عقیقة، فأریقوا عنه دماً، وأمیطوا عنه الأذی»
برای پسری که متولد می‌شود عقیقه انجام دهید، حیوانی را برای او ذبح کنید و آنچه باعث اذیت او است از او دور کنید.
و قال:
«کل غلام رهینة بعقیقته، تذبح عنه یوم سابعه، ویسمی فیه، ویحلق رأسه».
هر بچه‌ای در گرو و رهن عقیقه‌اش می‌باشد، روز هفتم برای او ذبح می‌شود، و در آن روز اسمی برایش تعیین می‌شود، و سرش تراشیده می‌شود.
و قال ایضاً:
«عن الغلام شاتان مکافئتان، وعن الجاریة شاة».
برای پسر دو گوسفند مثل هم، و برای دختر یک گوسفند بعنوان عقیقه ذبح می‌شوند.
و قال:
«عن الغلام شاتان، وعن الأنثی واحدة، ولایضرکم ذکراناً أو إناثاً».
برای پسربچه دو گوسفند و برای دختربچه یک گوسفند ذبح می‌شود، و نر یا ماده بودن آنها اشکالی ندارد.
و دلایل دیگر که بر مستحب و سنت بودن عقیقه برای بچه‌ای که متولد می‌شود دلالت دارند.
این سنت و روش حضرت محمد مصطفی می‌باشد، که اکثر مردم آن را ترک کرده‌اند در حالی که انجام دادن آن باعث اجر عظیم می‌شود،
و به تقلید از کفار به جشن تولد روی آورده‌اند، که به سبب انجام این کارها دچار عذاب و عقاب خواهند شد.
که سبب و دلیل این کار ضعف ایمان، جهل و نادانی، تقلیدهای کورکورانه، کم بودن و ضعیف بودن امر به معروف و نهی از منکر، و سستی بعضی از علمای دینی و طلاب علم در مبارزه با این بدعت‌ها می‌باشد،
بدعت‌هایی که فقط برای از بین بردن سنت‌ها و جایگزین‌ شدنشان انجام می‌شوند، که با این کار دین و اخلاق مردم فاسد خواهد شد، که مصیبت و بلایی بزرگ‌تر از این وجود ندارد.
خداوند ما و شما را از هر شر و بدی محفوظ بدارد، و دین و دنیا و آخرت ما را اصلاح فرماید، چون او شنوا و اجابت‌کننده است، والله اعلم

داستان های آموزنده و کوتاه



داستانک زیبا و آموزنده شهسوار

شهسواری به دوستش گفت : بیا به كوهی كه خدا آن جا زندگی می‌كند برویم .

می‌خواهم ثابت كنم كه او فقط بلد است به ما دستور بدهد ،
و هیچ كاری برای خلاص كردن ما از زیر بارمشقات نمی‌كند.
دیگری گفت : موافقم . اما من برای ثابت كردن ایمانم می آیم .
وقتی به قله رسیدند ، شب شده بود .
درتاریكی صدایی شنیدند : سنگ های اطرافتان را بار اسبانتان كنید و آن ها را پایین ببرید .
شهسوار اولی‌گفت : می‌بینی ؟
بعد از چنین صعودی ، از ما می‌خواهد كه بار سنگین تری را حمل كنیم .
محال است كه اطاعت كنم .
دیگری به دستور عمل كرد .
وقتی به دامنه كوه رسیدند ، هنگام طلوع بود
و انوار خورشید ، سنگ هایی را كه شهسوار مومن با خود آورده بود ، روشن كرد.
آن ها خالص ترین الماس ها بودند.
مرشد می‌گوید :
تصمیمات خدا مرموزند ، اما همواره به نفع ما هستند ...

کورش کبیر



داستانک زیبا و آموزنده از کوروش کبیر

زمانی کزروس به کوروش بزرگ گفت چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی.

کوروش گفت اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟ ...
گزروس عددی را با معیار آن زمان گفت.
... کوروش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کوروش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد.
سرباز در بین مردم جار زد و سخن کوروش را به گوششان رسانید.
... ... مردم هرچه در توان داشتند برای کوروش فرستادند.
وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود.
کوروش رو به کزروس کرد و گفت : ثروت من اینجاست.
اگر آنها را پیش خود نگه داشته بودم، همیشه باید نگران آنها بودم.


دو برادر



دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی کار می کردند که یکی از آنها ازدواج کرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود .

شب که می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصف می کردند . یک روز برادر مجرد با خودش فکر کرد و گفت:‌

درست نیست که ما همه چیز را نصف کنیم. من مجرد هستم و خرجی ندارم ولی او خانواده بزرگی را اداره می کند.

بنابراین شب که شد یک کیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت.

در همین حال برادری که ازدواج کرده بود با خودش فکر کرد و گفت :‌ درست نیست که ما همه چیز را نصف کنیم. من سر و سامان
گرفته ام ولی او هنوز ازدواج نکرده و باید آینده اش تأمین شود.

بنابراین شب که شد یک کیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت.

سال ها گذشت و هر دو برادر متحیر بودند که چرا ذخیره گندمشان همیشه با یکدیگرمساوی است. تا آن که در یک شب تاریک دو برادر
در راه انبارها به یکدیگر برخوردند. آن ها مدتی به هم خیره شدند و سپس بی آن که سخنی بر لب بیاورند کیسه هایشان را زمین
گذاشتند و یکدیگر را در آغوش گرفتند

نصیحت پیرمرد!!


نصیحت پیرمرد!!


روزی جوانی از پیری نصیحت خواست.پیر گفت: ای جوان!!

قرآن بخوان قبل از آنکه برایت قرآن بخوانند!نماز بخوان!!!

قبل از آنکه برایت نمازبخوانند!!از تجربه دیگران استفاده کن!!

قبل از آنکه تجربه دیگران شوی!!