سئوالات وپاسخ شش درس اول جامعه شناسی 2(جاپ 90)
به کلیه ی پدیده هایی که در زندگی اجتماعی انسان ها اثر می گذارد
2-چگونه می توان پدیده های جهان طبیعی و فراطبیعی را جزء جهان اجتماعی به کار برد؟
پدیده ها تا زمانی که در زندگی اجتماعی انسان ها اثر داشته باشند ، و موجب ارتباط انسان ها شوند جزء جهان اجتماعی محسوب می شوند.مانند: جنگل ها ، بیابان ، فلزات (طبیعی) ایمان ، آخرت ، روح ، افسانه (فراطبیعی)
3-پدیده های زلزله ، خشکسالی و آب و هوا چگونه درون جهان اجتماعی قرار می گیرند؟
از جهتی که موجب برقراری ارتباط انسان ها و تغییر شیوه ی زندگی مردم می شود ، درون جهان اجتماعی می باشد.
4-جهان اجتماعی چگونه بسط می یابد؟
انسان ها از طریق تجسم ذهنی و تحت تاثیر قرار گرفتن پدیده ها جهان اجتماعی خود را گسترش می دهند مثلا تا زمانی که انسان پدیده ی الکتریسیته را نمی شناخت جزء جهان اجتماعی او نبود.
5-چرا شناخت خداوند و فرشتگان جزء جهان اجتماعی محسوب می شود؟
چون ارزش ها و آرمان های جهان اجتماعی انسان ها را تغییر می دهد.
6- قنات با آب و هوای ایران چه ارتباطی دارد و دارای چه ابعاد اجتماعی می باشد ؟ باتوجه به نیمه بیابانی بودن ایران وکمبود آب ، ایرانیان قنات را ابداع کردندکه درزندگی اجتماعی وروابط مردم تاثیرگذاربوده است .قنات درایران موجب شکل گیری شبکه ای ازروابط اجتماعی وفرهنگ سخت کوشی ، تعاونی وهمیاری شده است.
7- چگونه پدیده های گذشتگان و آیندگان درون جهان اجتماعی قرار می گیرند؟ چرا؟ عبرت گرفتن از سرنوشت دیگران درزندگی اجتماعی ما تاثیر دارد .( گذشتگان ) تلاش می کنیم مایه ی عبرت دیگران نشویم ( پس با آیندگان ارتباط وتاثیر متقابل اجتماعی داریم .)
درس دوم
1-ساختار جهان اجتماعی چیست؟
به چگونگی ارتباط بین پدیده های اجتماعی ساختار اجتماعی می گویند.
2-جهان اجتماعی چیست؟
به کل پدیده هایی که در زندگی اجتماعی انسان ها تاثیر می گذارد ، جهان اجتماعی می گویند.
3-نظام اجتماعی چیست؟
به نمود عینی پدیده های اجتماعی از نظر ساختار و اجزا نظام اجتماعی گفته می شود.
(به جمع اجزاء وپدیده های اجتماعی و نحوه ی روابط بین این اجزاء نظام اجتماعی گفته می شود . )
مثال: معلم ، دانش آموز ، مشاور و... عناصر اچتماعی هستند( پدیده های اجتماعی ) که این عناصر با یکدیگر رابطه برقرار می کنند و به این رابطه ساختار اجتماعی می گویند. وقتی این عناصر از طریق برنامه و مقررات شکل مدرسه به خود می گیرند ، نظام اجتماعی مدرسه به وجود می آید.
4-جهان اجتماعی چه تفاوت هایی با نظام اجتماعی دارند؟
1-جهان اجتماعی بزرگ تر است 2- مفهوم جهان اجتماعی بیشتر ذهنی است ولی مفهوم نظام اجتماعی عینی تر است. 3-جهان اجتماعی نظام کل است و نظام اجتماعی خرده نظام کل است 4-جهان اجتماعی به جمع پدیده ها اشاره می کند اما نظام اجتماعی به جمع پدیده ها و روابط آن ها اشاره می کند.
5-خرده نظام چیست؟به اجزای نظام اجتماعی کل که باارتباط بین آن ها نظام هایی به وجود می آید ، خرده نظام گویند.
6-نظام اجتماعی کل چیست؟
هرگاه نظام اجتماعی با اجزای درون آن (خرده نظام ها) در نظر گرفته می شود ، نظام ، نظام کل است مثل : یک شهر نظام اجتماعی کل است که هر کدام از بخش های اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی ، آموزشی و خانواده جزء خرده نظام آن می شوند.
7-نهاد اجتماعی چیست؟
به خرده نظام هایی که نقش تعیین کننده ای در نظام اجتماعی کل دارند و نیازهای اساسی جامعه را برطرف می کنند ، نهاد اجتماعی می گویند مانند: سیاست ، اقتصاد ، آموزش و خانواده
سوالات درس سوم
1-جامعه و فرهنگ را تعریف کنید.
فرهنگ به شیوه ی عملی و نحوه ی عملکرد هر جامعه و نهاد فرهنگی گویند. جامعه به گروهی از انسان ها اطلاق می شود که در طی سالیان متمادی با یکدیگر زندگی می کنند.
2-ویژگی های فر هنگ را بنویسید.
1-فرهنگ آگاهی بر شناخت مشترک است. 2-فرهنگ آموختنی و آموزش پذیر است. 3- فرهنگ قابل انتقال است. 4-هر جامعه ای دارای فرهنگ است. 5-فرهنگ قابلیت تغییر دارد.
3-رابطه ی فرهنگ و جامعه را توضیح دهید.
فرهنگ و جامعه جدای از یکدیگر نمی توانند باشند. جامعه ی بدون فرهنگ وجود ندارد و فرهنگ نیز بدون جامعه پدید نمی آید.جامعه و فرهنگ را به جسم و جان یک موجود زنده می توان تشبیه کرد. جامعه در حکم جسم و کالبد و فرهنگ در حکم جان و روح است.
4-فرهنگ عمومی و خرده فرهنگ را تعریف کنید.
بخش مشترک فرهنگ که در جامعه غالب است را فرهنگ عمومی و بخشی از فرهنگ مخصوص یک گروه ، قوم یا طبقه است. مثلاٌ در ایران ، فرهنگ اسلامی ، ایرانی فرهنگ عمومی و فرهنگ قوم های ترک و لر و پلوچ و یا فرهنگ مشاغل مختلف مانند جامعه ی مهندسان خرده فرهنگ است.
5-در چه صورتی خرده فرهنگ به ضدفرهنگ تبدیل می شود؟
در صورتی که ارزش ها ، عقاید ، و هنجارهای خرده فرهنگ مخالف با فرهنگ عمومی باشد مانند گروه بزهکاران و سارقانی که نظم جامعه را زیر پا می گذارند. (در صورتی که خرده فرهنگ به لایه های اصلی وعمیق یک فرهنگ حمله کند به ضدفرهنگ تبدیل می شود.)
6-منظور از نهادهای فرهنگی چیست؟
نهادهایی که به تولید فرهنگ می پردازند ، فرهنگ را در جامعه استمرار می دهند و آن را در جامعه عمق می بخشند مانند: خانواده ، مساجد ، آموزش و پرورش ، دانشگاه ها و رسانه ها.
7-هر نهاد اجتماعی چه رابطه ای با فرهنگ دارد؟
هر نهاد اجتماعی علاوه بر آن که تابع فرهنگ عمومی جامه است ، دارای خرده فرهنگ خاص خود می باشد. مثلاٌ نهاد اقتصادی دارای عقاید و ارزش ها ، هنجارها (ضرب المثل ها) خاص خود می باشد.
8-با ذکر مثال تاثیر فرهنگ در نهادهای اجتماعی را توضیح دهید.
مثلاٌ در فرهنگ اسلامی ایران ، نهاد اقتصادی فعالیت های اقتصادی و ثروت اندوزی را در مسیر ارزش های الهی قرار می دهد ، بنابراین ربا حرام است یا در فرهنگ دنیوی سرمایه داری فرهنگ غرب، چون اررزش جامعه لذت گرایی و کسب سود بیشتر است ربا حرام نیست.
9-در نظام سرمایه داری ارزش های نهاد اقتصادی با ارزش های نهاد اقتصادی نظام اسلامی چه تفاوت هایی دارد؟
در نظا سرمایه داری افزایش ثروت و انباشت سرمایه هدف اصلی است ولی در نهادهی اقتصادی اسلامی عدالت و قسط ارزش های اصلی است.
10-چرا خانواده یک نهاد فرهنگی است؟
چون به تولید ، استمرار و عمق فرهنگ کمک می کند.
سوالات درس چهارم جامعه شناسی 2 جدیدالتالیف
تهیه وتنظیم : حمیدرحیمی مدرس جامعه شناسی2(استان اصفهان)
1-فرهنگ واقعی و فرهنگ آرمانی را تعریف کنید.
بخشی از فرهنگ که مردم به آن عمل نی کنند فرهنگ واقعی جامعه است.بخشی از فرهنگ که مردم از آن جانبداری می کنند و رعایت آن را لازم می دانند اما به آن عمل نمی کنند فرهنگ آرمانی است.
2-ملاک های تشخیص فرهنگ حق از باطل چیست؟
1-قابل دفاع باشد 2-مطابق فطرت و وحی باشد.3-از عقلانیت برخوردار باشد.
3-در فرهنگ اسلامی مهم ترین ارزش های اجتماعی کدامند؟
1-عمل به حق 2-پرهیز از باطل
4-چگونه بخشی از فرهنگ آرمانی خارج از فرهنگ واقعی قرار می گیرد و بخش های داخل یک فرهنگ آرمانی کدامند؟با مثال تفسیر کنید.
یخش هایی از فرهنگ آرمانی توسط مردم رعایت می شود و به آن عمل می کنند که داخل فرهنگ واقعی است مثلاٌ خون ریزی نکردن و به ناحق خون نریختن که هم در فرهنگ واقعی و هم در فرهنگ آرمانی (یا احترام به والدین و...) اما بخش هایی از فرهنگ فقط آرمانی است و در عمل رعایت نمی شود یعنی خارج از فرهنگ واقعی است مثلاً غیبت نکردن و صرفه جویی و دروغ نگفتن که به صورت فرهنگ آرمانی است ولی در عمل اکثر مردم آن ها را رعایت نمی کنند.
5-دو ابزار مهم برای شناخت عقاید در ارزش ها چیست؟
1-عقل 2-وحی
6-حقیقت را با واقعیت مقایسه کنید.
1-حقیقت خارج از وجود انسان است ولی واقعیت درون تصور انسان است. 2-حقیقت پدیده ای ثابت است و تحت تأثیر قرار نمی گیرد ولی واقعیت پدیده ای است که روی داده و تحت تاثیر قرار می گیرد.
7-در چه صورتی جوامع فرهنگ حق را از دست داده و به سوی باطل گام برمی دارند؟
اگر جوامع به حقیقت ایمان نیاورند و بر اساس آن عمل نکنند یا اگر ایمان خود به حقیقت و کنش هایی که براساس آن سازمان داده اند تغییر دهند فرهنگ حق را از دست داده و به سوی باطل گام برمی دارد.
8-تعدادی از ارزش های فرهنگ باطل را نام ببرید.
قدرت طلبی ، شرک ، نژادپرستی ، ثروت اندوزی ، انکار مبدأ الهی ، شقاوت ، تجاوز به حقوق دیگران ، دنیا پرستی ، ظلم ، بی عدالتی
9-تعدادی از اررزش های فرهنگ حق را نام ببرید.
دفاع از عدالت-حمایت ارز مظلومان-توحید- ربوبیت خداب سبحان نسب به همه ی مخلوقات - آزادی انسان ها و موانع سعادت.
10-مدیران و برنامه ریزان فرهنگی جامعه از چه طریقی فرهنگ آرمانی را به عرصه ی فرهنگ واقعی وارد می کنند؟
از طریق تحقق شرایط امر به معروف و نهی از منکر - استفاده بیشتر از افراد متخصص در عرصه ی رسانه ها - به مقتضیات زمان و مکان و نحوه ی ورود عناصر فرهگی به جامعه توجه کنند - کمک به جامعه پذیری افراد جامعه
11- کدام بخش از فرهنگ حق وکدام بخش باطل است؟ بخش هایی ازفرهنگ که از نظر علمی قابل دفاع نباشد وبراساس خرافات شکل گرفته باشد باطل وبخش هایی که از نظر علمی صحیح ومطابق فطرت انسان باشد حق است.
12- نقش مدیران وبرنامه ریزان فرهنگی درجامعه چیست؟ تلاش می کنند از طریق نهادهای فرهنگی، تعلیم وتربیت لازم رابرای ورود فرهنگ آرمانی به عرصه فرهنگ واقعی فراهم آورند.
13- چراماناچار به پذیرش حکمت الهی ووحی درتشخیص حق وباطل هستیم ؟ چون عقلانیت ابزاری نسبی ومحدوداست.
14- کدام جوامع نمی توانند ازحق یا باطل بودن عقاید وارزش ها سخن بگویند؟ چرا؟
جوامعی که علم را محدود به دانش تجربی وآزمون پذیری می دانند وعقل ووحی رابه عنوان دو وسیله ی معرفت علمی معتبر نمی دانند وارزش ها وعقاید اجتماعی راصرفا پدیده های تاریخی می دانند که ملاکی برای داوری نسبت به درست وغلط بودن آنها نداریم .
15- چندنمونه ازعناصر فرهنگ حق که دراغلب جوامع حضورداردرانام ببرید :
وفای به عهد، راستگویی، پرستش خدا، عدالت خواهی، گذشت ، رعایت پوشش، دفاع از مظلوم ، احترام به همنوع، کمک به هم نوع ،
16- چه تفاوتی بین فرهنگ آرمانی وفرهنگ حق وجود دارد ؟
حق یا باطلل بودن فرهنگ ( عقاید، ارزش ها ، هنجارها، کنش ها) براساس آگاهی یا جهل، علاقه یا بی توجهی مردم جوامع مختلف نسبت به آنها تعیین نمی شود.ولی فرهنگ آرمانی با اعتباردادن وتوجه مردم شکل می گیرد .
17- دیدگاه فارابی درخصوص مدینه فاضله چیست؟ جامعه ای که از فرهنگ حق برخوردار باشد مدینه ی فاضله است .
18- دیدگاه فارابی نسبت به رابطه جامعه وفرهنگ حق چیست ؟ جامعه ای که از فرهنگ حق برخوردارباشد مدینه ی فاضله وجامعه ای که از فرهنگ حق محروم ودارای عقاید باطل باشد جامعه ی جاهله وفاسقه می نامد .
19- عناصری از فرهنگ باطل که درفرهنگ آرمانی وواقعی ما وجوددارد را بنویسید:
قبیله گرایی ، تجمل گرایی ، پارتی بازی ، قدرت طلبی ، مال اندوزی ، خودخواهی ، برتری طلبی ، خودمحوری
20- آیا حقیقت با عدم تایید مردم درجامعه باطل می شود ؟ خیر اگر حقیقت به واقعیت درنیاید نشان دهنده ی باطل بودن آن نیست.
21- درچه صورتی حقیقت به حوزه فرهنگ واقعی راه پیدا می کند؟ درصورتی که جوامع عقاید وارزش های حقیقی را به عرصه فرهنگ آرمانی درآورند وسپس به انها شکل هنجاروکنش دهند( حقیقت را به ارزش وعمل درآورند.) حقیقت به حوزه ی فرهنگ واقعی راه پیدا می کند .
22- چرا حقیقت درقلمرو واقعیت ثابت نیست ؟ چون ممکن است حقیقت به صورت عقاید آرمانی وهنجارهای عملی ( فرهنگ واقعی ) درنیامده باشد .جامعه ممکن است از حقیقت انحراف داشته باشد وبه سوی باطل برود.
درس پنجم کتاب جدید التالیف جامعه شناسی 2( چاپ 90 )
تهیه وتنظیم حمید رحیمی ( مدرس جامعه شناسی 2 استان اصفهان )
1-هویت چیست؟
به مجموعه ویژگی ها و خصوصیات هر فرد هویت او گفته می شود.
2-افراد در موقعیت های مختلف خود را چگونه معرفی می کنند؟
باهوش ؛ زرنگ ، تنبل ، بی نظم ، فهمیده ، بی مبالات ، کارمند ، سریع ، پزشک ، معلم و...
3-انواع ویژگی های هویت را نام ببرید.
اکتسابی ، انتسابی ، ثابت ، متغیر ، فردی ، اجتماعی
4-هر یک از ویژگی های هویتی ، انتسابی ، اکتسابی ، فردی ، اجتماعی ،ثابت و متغیر را با ذکر مثال توضیح دهید.
ویژگی هایی که در ایجاد ان موثر نبوده ایم پس از آن هم نمی توانیم در آن موثر باشیم ، ویژگی های انتسابی اند مانند پسر بودن ، دختر بودن ، پسردایی ، دخترعمه ، متولد تهران ، سفید پوست ، سایه پوست ، زشت بودن ، زیبا بودن ، آفریقایی تبار ، چینی تبار ایرانی ، برره ای ، نوحوان ، کودک
ویژگی هایی که در ایجاد آن ها موثر هستیم ویژگی های اکتسابی اند ، مانند: پدر ، مادر خوش اخلاق ، مهندس معلم ، کشاورز ، بخشنده ، خون گرم ، تنبل ، سر به هوا ، امین ، فهمیده ، وراح ، بی نظم ، وقت شناس
ویژگی هایی که شخصی و متلق به یک فرد است، ویژگی های فردی هستند.مانند: مرد ، زن ، پسر ، بچه ، قدبلند ، تپل ، کله پوک ، پزشک ، قصاب ، راست گو ، چلمنگ ، باشخصیت ، شیرفرهاد
ویژگی هایی که بدون حضور در اجتماع به دست نمی آید ، ویژگی های اجتماعی اند مانند: ایرانی ، روستایی ، شهری ، رئیس جمهور ، فوتبالیست.
ویژگی هایی که قابل تغییر نیستند را ویژگی های ثابت گویند مانند: پسر ، دختر ، زن ، مرد ، ایرانی الاصل ، آمریکایی تبار ، متولد تیرماه ، سیاه پوست
ویژگی هایی که قابلیت تغییر در موقعیت های مختلف را دارند ویژگی های متغیر هستند مانند: دانشجو ، دانش آموز ، زرنگ ، کشاورز ، معلم ، مهربان ، نماینده مجلس ، رئیس جمهور ، تاجر ، معلم
5-نسبت هوی فرهنگی و هویت اجتماعی را تحلیل کنید.
هر فردی با زندگی اجتماعی به تدریج نسبت به توانایی های خود شناخت و هویت پیدا می کند اگر اجتماع نبود افراد نمی توانستند هویت خود را شناسایی کنند.برخی ابعاد هویت ما در جامعه به وجود می آید مانند ایرانی بودن ، مهربان بودن ، متمدن بودن.
6-خودتان را از ابعاد مختلف هویتی معرفی کنید.
پسر ، 16 ساله ، شهرضایی زرنگ ، چاق ، قد متوسط ، درس خوان ، شوخ، خوش اخلاق با مرام ، ایرانی ، نوجوان ، شهری ، پولدار
7-در چه صورتی هویتی استمرار نخواهد داشت؟
در صورتی که همه ی ابعاد هویت انسان تغییر پیدا کند.
8-آیا هویت افراد ابعاد تقریباٌ ثابتی دارد؟
هر رد با آن که در طول زندگی خود تحولات و تغییرات بسیاری را پشت سر می گذارد می داند همان شخصی است که همه ی آن تغییرات را پذیرفته است مثلاٌ با وجودی که دوران کودکی و نوجوانی را پشت سر گذاشته ایم می دانیم همان فردی هستیم که الان 40 ساله شده ایم.
9-چرا هویت همواره ابعاد ثابتی دارد؟
چون با وود تغییرات و تحولات زندگی ویژگی های ثابت ما تغییر نمی کنند.مثلاٌ مرد بودن ، پسر حاج حسین بودن ، ایرانی بودن ، متولد 1347 بودن.
10-بخش آگاه (آشکار) و ناآگاه (پنهان) هویت را با ذکر مثال توضیح دهید.
بخشی از هویت ویژگی های ما که آ ها را می شناسیم یا دیگران به آن پی می برند. مثلاٌ می دانیم که دروس حفظ کردنی قوی تر از دروس محاسباتی و حل کردنی هستیم.
بخشی از هویت و ویژگی هایمان که از آن ها بی اطلاع هستیم هویت پنهان و ناشناخته ماست.مثلاٌ تا امروز نمی دانستم که سریع ترین دونده ی کلاسم ولی با شرکت در مسابقه ی جمعی به این نکته پی بردم .شاید اگر در مسابقه شرکت نمی کردم هرگز به این موضوع پی نمی بردم.
11-ما درباره ی ویژگی هایمان که از وجودشان آگاه (واقف) نیستیم چگونه عمل می کنیم؟
تامل می کنیم (فکر می کنیم) و گاهی از دیگران برای شناخت بهتر از خودمان کمک می گیریم و درباره ی نقاط قوت و ضعفمان آگاه می شویم.مثلاٌ نزد مشاوره ، روان کاو ، جامعه شناس ، پزشک ، روان شناس می رویم.
12-جامعه شناسان و انسان شناسان درباره ی کدام ابعاد انسان بحث می کنند؟
درباره ی ابعاد اجتماعی و فرهنگی هویت انسان ها.
13-وجود نظریات مختلف درباره هویت افراد نشان گر چیست؟
در شناخت هویتی خود و دیگران دچار خطا و اشتباه شده ایم.
14-پیامبران و اولیای الهی درباره ی کدام ابعاد هویتی انسان ها سخن گفته اند؟
ابعاد الهی ، فردی و اجتماعی انسان ها و غفلت و فراموشی از هویت حقیقی انسان ها
15-مطالبی بیان کنید که نشان دهنده ی نظریات پیامبران الهی ، فیلسوفان ، روان شناسان ، انسان شناسان و جامعه شناسان درباره ی غفلت و فراموشی انسان ها از هویت واقعی شان باشد.
نظر جامعه شناسان: غفلت از هویت ملی می تواند باعث تزلزل نظام اجتماعی شود.
نظر انسان شناسان : هویت فرهنگی کلید فهم نظام اجتماعی است و غفلت از هویت فرهنگی تهدیدی جدی برای جامعه است.
نظر پیامبران: مردم خوابند وقتی می میرند بیدار می شوند (حضرت محمد صل الله علیه و آله)
حضرت امام حسین-علیه السلام- در دعای عرفه : کسی که تو را یافت چه چیزی را گم کرد و کسی که تو را گم کرد چه چیزی را یافت.
انسان ظرفیت زیادی دارد و انسان می تواند خلیفه ی الهی در زمین باشد.
نظر روان شناسان : فراموشی توانایی ها و شناخت انسان ها را کاهش می دهد و موجب بیگانگی از خود می شود.
نظر فیلسوفان : فراموشی و یکنواختی موجب بیگانگی از خود و بیگانگی از جامعه می شود به نحوی که فرد هویت جمعی و جایگاه اجتماعی خود را گم می کند.
16-در مراسم خواستگاری خانواده ی دختر و پسر در پی شناخت چی مواردی هستند؟
شناخت شغل - موقعیت خانوادگی ، ویژگی های ظاهری و اخلاقی دیگری هستند.
درس ششم از کتاب جدیدالتالیف جامعه شناسی 2 سوم ادبیات و علوم انسانی
تهیه وتنظیم : حمیدرحیمی مدرس جامعه شناسی 2 ( استان اصفهان )
1-انواع هویت فردی را با مثال توضیح دهید.
هویت فردی جسمانی که شامل مواردی از قبیل وزن ، قد ، گروه خونی ، سال تولد ، رنگ چشم ، رنگ مو ، تیپ و هیکل زنگ بدن ، نوع مو می شود.
هویت فردی غیرجسمانی که شامل صفات اخلاقی و روانی به طور کلی نفس آدمی است مانند : پشت کار ، دل گرمی ، اخلاص ، ایمان ، شاکر بودن ، تقوی ، بی دینی ، مهربانی ، ترش رویی و عبوس ، خیالاتی ، عصبی ، افسرده ، مجنون ، عاب ، پرهیزکار ، سخاوتمند.
2-منظور از هویت اجتماعی چیست؟با ذکر مثال توضیح دهید.
شناخت و هویتی که با حضور دیگران شکل می گیرد و جامعه و قواعد آن را تعریف می کند.صفاتی که ریشه در جامعه و فرهنگ دارد و در جهان اجتماعی شکل می گیرد.مثلاٌ پدرخانواده ، پسر ارشد خانواده ، دختر کوچک خانواده ، مادربزرگ ، زن عمو ، دایی ، عمه
3-چند نقش خانوادگی خود را نام برده و برای هریک وظیفه ای (تکالیف) و حقوقی بنویسید.
فرزند ، دختر خانواده ، پسر خانواده ، برادر ، خواهر تکالیف : کمک به والدین ، کمک به خواهر و برادران ، احترام به گذاشتن اطاعت کردن ، همدلی با اعضای خانواده ، حقوق نقش :تامین هزینه های زندگی توسط والدین ، تربیت صحیح ، نام نیکو داشتن ، مورد مشورت قرار گرفتن.
4-منظور از جهان های سه گانه چیست؟
جهان طبیعی (طبیعت و بدن انسان) جهان اجتماعی ، جهان نفسانی (روان انسان)
5-آیا بخش های فردی و اجتماعی هویت با یکدیگر ارتباط دارند و بر هم اثر می گذارند؟
بله هر یک از این دو بر یکدیگر اثر می گذارند.جامعه در برابر ویژگی های فردی ما واکنش نشان می دهدو آن را تایید یا رد می کند.هویت فردی افراد هم در جامعه در روابط اجتماعی مردم تاثیرگذار است.
6-بین ویژگی های جسمانی افراد و خصوصیات روانی افراد چه رابطه ای وجود دارد؟در این رابطه مثال بزنید.
بین ویژگی های جسمانی و ویژگی های روانی رابطه ی متقابل وجود دارد و هر یک بر دیگران اثر می گذارد.بسیاری از بیماری های جسمانی سلامت روانی انسنان را به خطر می اندازد مثلاٌ زیادی غده ی تیروئید موجب عصبانی شدن انسان و کم کاری غه تیروئید موجب تنبلی فرد می شود و یا اضطراب ها ریشه در عوامل جسمانی دارند. همچنین با تقویت روحیه ی روانی می توان برخی بیماری ها را کاهش داد.
7-با اشاره به حدیثی از حضرت امام صادق -علیه السلام- درباره ی ارتباط قوای روحی با قوای جسمانی توضیح دهید.
بدن نسبت به آنچه که نیت و عزم آدمی برآن قوی شده باشد احساس ضعف نمی کند.مثلاٌ حضرت علی -علیه السلام- با قوای -روحی خود در قلعه ی خیبر را جدا می سازد.
8-تاثیر متقابل جهان اجتماعی و طبیعت (بدن انسان) را با ذکر مثال توضیح دهید.
محیط طبیعی و جغرافیایی بر مناسبات و روابط اجتکاعی اثر می گذارد.شزایط طبیعی و خصوصیات بدنی انسان فرهنگ های مختلفی را شکل می دهد مثلاٌ آب و هوای مرطوب و گرم جنوب کشور در هنر موسیقی ، شیوه ی زندگی ، معماری ، شیوه ی غذا پختن و فعالیت های اقتصادی مردم اثر گذاشته است.
فعالیت ها و کنش های اجتماعی انسان ها هم موجب بهبود محیط زیست یا نابودی آن می شود مثلاٌ با فعالیت های کارخانه آب و هوا آلوده می شود.
9-دانشمندانی را نام ببرید که به تاثیرات جغرافیا و طبیعت بر زندگی اجتماعی انسان پرداخته اند.
اخوان الصفا درقرن چهارم هجری - منتسکیو اندیشمند فرانسوی-ابن خلدون تونسی
10-تاثیر متقابل جهان اجتماعی و ویژگی های انسانی و روانی افراد جامعه را تحلیل کنید.
این دو با یکدیگر تعامل و تاثیر متقابل دارند. خصوصیات روحی روانی افراد مسیر زندگی اجتماعی و تحولات فرهنگی تاریخی انسان را دگرگون می سازد مثل انسان های باتقوایی که جهان را تغییر می دهند یا انسان های با شقاوتی که جهانی را نابود می کنند.جهان اجتماعی هم در خصوصیات روحی افراد اثر می گذارد و امکان رشد برخی فضایل یا رذائل را از بین می برد یا افزایش می دهد.
11-آیا هر نوع هویت اجتماعی با هر نوع هویت فردی سازگار است؟
خیر هر جهان اجتماعی براساس عقاید و آرمان ها و ارزش های خود هماهنگ باشد سازگار است.
12-هر جهان اجتماعی بر چه اساسی شکل می گیرد؟
و چگونه سازمان می یابد؟
هر جهان اجتماعی براساس عقاید ، آرمان ها و ارزش های کلان خود شکل می گیرد و براساس آن ها قواعد ، هنجارها نهادها و سازمان های جامعه سازمان می یابد.
13-هویت اجتماعی هر فرد چگونه شکل می گیرد؟
هویت اجتماعی هر فرد براساس عقاید و ارزش های جهان اجتماعی که در آن زندگی می کند شکل می گیرد.
14-در جامعه ی قبیله ای هویت جمعی افراد بر چه مبنایی مشخص می شود؟
بر مبنای جایگاه قبیله ی آن ها
15-در جامعه ی سرمایه داری هویت اشخاص بر چه مبنایی شناخته می شود؟
بر مبنای ثروت و توان اقتصادی آن ها
16-در جامعه ی دینی هویت جمعی افراد بر چه مبنایی قرار دارد؟
بر مدار ارزش هایی است که آن دین مقدم می شمارد.مثلاٌ اسلام در فرهنگ آرمانی خود هویت افراد را با علم ريال تقوی ، و عدالت ارزیلبی می کند.
17-نگاه جهان متجدد به طبیعت را با نگاه جهان معنوی مقایسه کنید.
جهان متجدد به طبیعت به عنوان یک ماده ی بی جان برای تصرف و خدمت گرفتن نگاه می شود و به دنبال بهره وری بیشتر از طبیعت است در جهان معنوی اسلام طبیعت موجودی زنده نشانه ی خداست و انسان به عنوان خلیفه ی خدا بر اساس اراده خدا تصرف در طبیعت دارد و حق ندارد مخالف اراده ی الهی در طبیعت و جسم خود تصرف کند.
18-جهان اجتماعی چگونه زمینه ی پیدایش و رشد هویت را فراهم می سازد؟با مثال توضیح دهید.
هر جهان اجتماعی با وی اخلاقی و روانی خاص سازگار است و زمینه ی پیدایش و رشد همان هویت را فراهم می اورد و امکان پیدایش و رشد انواع دیگر ویژگی ها و هویت را از بین می برد.مثلاٌ جهان غرب با هویت اخلاقی و الهی انسان ها سازگار نیست و آن را رشد نمی دهد.
19-جهان اجتماعی غرب چه نوع هویت اخلاقی و روانی را رش می دهد؟
جهان غرب با رویکرد این جهانی خود با آن دسته از اوصاف (هویت) اخلاقی سازگار است که در ارتباط با آرمان ها و ارزش های دنیوی آن شکل می گیرند و با هویت روانی و اخلاقی معنوی سازگار است.
20-جهان اجتماعی و دنیوی با چه نوع هویتی سازگار است و آن را رشد می دهد و با کدام هویت ناسازگار است؟
با هویت هایی که با آرمان ها و ارزش های دنیوی سازگار باش و هویت جمعی دنیوی را شکل می دهد (جهان مدرن) و با هویت الهی و اخلاقی معنوی انسان ها ناسازگار است.
21-اخلاق پهلوانی را با اخلاق قهرمانی در ورزش جهان مقایسه کنید.
ایثار-گذشت -مروت -تواضع-جوانمردی-انسانیت= اخلاق پهلوانی جهان اسلام
دلالی - دوپینگ - سود - معروف شدن - شهرت و فخرفروشی = اخلاق قهرمانی جهان جدید.
22-اخلاق قهرمانی و اخلاق قهرمانی با کدام ارزش های اجتماعی تناسب دارند؟
اخلاق پهلوانی با ارزش های جهان معنوی سازگار است که باورهای معنوی در آن اولویت دارند و باورهای جسمانی در رده ی دوم هستند و وسیله ای برای ارزش های متعالی دینی اند. اخلاق قهرمانی با ارزش های جهان دنیوی سازگارند که در ان باورهای جسمانی مهم اند و هدف هستند نه وسیله.
قرآن کریم: بخوان به نام پروردگارت كه انسان را از علق آفريد، بخوان به نام پروردگارت که كريمترين [كريمان] است